زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



در نگاه خیره‌اش، نابودی‌ام مشهود بود*
بررسی مولفه‌های اجتماعی فیلم هفت دقیقه تا پاییز

سید محمد صدرالغروی
sadrolgharavi [@] yahoo [.] com
آثار ديگری از اين نويسنده


7 daghighe.JPGفیلم هفت دقیقه تا پاییز دست مایه ای رئالیستی و رویکردی انتقادی به مشکلات اجتماعی دارد و این مسائل در انواع و اقسام مختلف در این فیلم به نمایش گذاشته شده است.

کارگردان با شیوه ای مناسب، ناپایداری قشر متوسط جامعه را با تأکید بر معضلات اقتصادی این قشر هم‌گام با وضعیت زنان در ایران به تصویر‌ می‌کشد.
به تصویر کشیدن محیط اجتماعی، از مشخصه های فیلم هایی است که کارگردانان آن‌ها نگرش جامعه شناختی به انسان دارند. تصویری که علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز اندک اندک آن را نشان می دهد و این ترکیب، نوعی پیش آگاهی از موقعیت به مخاطب می دهد.

بخش اعظم فیلم بر محور تأثیر گذاری موضوع مرگ بر شخصیت ها و روایت این تأثیرات بر زندگی و روان افرادی است که با مشکلات اقتصادی دست به گریبانند. آنها بی مهری اجتماع را نیز با پوست و گوشت خود احساس می کنند و تمام این مصائب در شخصیت های داستان آن گاه که قرار از کف می دهند، به خوبی تبلور پیدا می کند.

کارگردان در تصویر سازی صحنه ها و فضای فیلم خوب عمل کرده است و به طور نمونه در ابتدای سکانس خود کشی، نور لرزان فندک نشان تردید و بی ثباتی شخصیت فرهاد «حامد بهداد» در فیلم است و کارگردان با استفاده از اشیاء و رفتارهای نمادین، حال و وضعیت شخصیت های داستان را به خوبی در صحنه ها بیان کرده است.

این انتقال حس و حال در شخصیت ها با بازی خوب هدیه تهرانی « میترا »، محسن تنابنده « نیما »، خاطره اسدی « مریم » و حامد بهداد « فرهاد »، اثر گذاری فیلم هفت دقیقه تا پاییز را افزایش می دهد و باعث هم ذات پنداری تماشاگر با شخصیت های فیلم می شود و این انتقال حس و حال بیش از همه در چهره ی میترا «هدیه تهرانی» نمود پیدا می کند. « گویی در نگاه خیره اش، نابودی ام مشهود بود »

این پرداخت تلخ واقعیت است که نمی توان فیلم هفت دقیقه تا پاییز را دید و از تراژدی مرگ و نگاه جنسی به زنان در جامعه تکان نخورد، با این ویژگی که کارگردان توانسته است با پرداخت رئالیستی، حس تراژیک فیلم را به بیننده منتقل کند و وی را همراه و هم دل شخصیت های فیلم بسازد.
7 daghighe 2.JPGیکی دیگر از عوامل مهم در پیش برد فیلم هفت دقیقه تا پاییز جدال است. عرصه‌ی این عامل در فیلم بسیار گسترده است و از ساده ترین و شخصی ترین تا پیچیده ترین و عام ترین اشکال را شامل می‌شود. شخصیت های اصلی فیلم در عین این که جدالی درونی را با خود پیش می برند، در جدال با شخصیت های دیگر و اجتماع هم شرکت دارند.

در جدال درونی، بن بست ها، مشکلات، دغدغه ها و ... از هر نوع که باشد درونی شده و عرصه ی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود.

هفت دقیقه تا پاییز نمونه‌ی موفق ترکیب این دو نوع جدال و کشمکش در درون و بیرون شخصیت های فیلم است.

از دیگر مسائل قابل بررسی در فیلم هفت دقیقه تا پاییز، شیوه‌ی پایان بندی آن است. در این شیوه پرداخت پایان بندی در ارتباط درونی با دیگر عناصر صورت می گیرد و پایان بندی همچون مکملی در داستان عمل کرده و در اصل محل تجلی داستان می شود که با درک آن، پرتوی بر کلیت و عناصر فیلم انداخته شود.

در مجموع علیرضا امینی در هفت دقیقه تا پاییز نگاهی کاملاً واقعی به انسان و مسایل اش می اندازد و در آن علل اجتماعی را به گونه ای اگزیستانسیالیستی به تصویر می کشد که ایجاد رابطه‌ی باور پذیر متن فیلم و مخاطبین را به ارمغان می‌آورد.

* عنوان مقاله‌ای از اسلاوُی ژیژک: «در نگاه رعب آور او، نابودی‌ام مشهود بود» که در آن دو اصطلاح نگاه (gaze) و صدا (voice) را در فیلم های هیچکاک بررسی می‌کند.



برچسب‌ها:  اجتماع ، سینمای ایران ، سینمای رئالیستی

نسخه‌ی قابل چاپ   24 تیر 1389    ||    (سینما)    ||    نظر خوانندگان ( 2 )    ||    بالای صفحه




نظر خوانندگان:


  • «farvah»  در تاریخ 26 تیر 1389، ساعت 13:12:

    نویسنده عزیز، نوشته شما بیشتر بررسی طرح کلی فیلم هفت دقیقه تا پاییز به نظر می رسد تا بررسی خود فیلم. مولفه هایی که به آنها اشاره کرده اید ( که من نگاه تبعیض آمیز جنسی و اشاره و حتا انتقاد به آن را در فیلم اصلن ندیدم) شاید در طرح کلی و اولیه وجود داشته اند. اما فداموش نکنید که اجرای بد آقای امینی و دستیار ایشان همان مولفه های اندک مثبت را به نابودی کشیده است. اجرای بد گریم، اشکالات بی حد و اندازه ی منشی صحنه و دستیار کارگردان که فیلم را در حد توهین به تماشاگر پایین آوره است، آن تلخی مرگ و تاثیرگذاری عمیقش در زندگی آدمها را به پوزخندی و افسوسی بدل کرده است که تماشاگر از خود می پرسد آیا این همان کارگردان فیلمهایی چون دانه های ریز برف و نامه های باد بوده است؟
    در تعجبم که با نادیده گرفتن اشکالات متعدد فیلم چگونه ان را بررسی نموده اید و به این نتیجه ی ناقص و پر ایراد رسیده اید که نمونه ی موفقی از ترکیب مولفه های ذکر شده است.
    ایده ی اولیه و طرح کلی داستان عالی ست. اما اجرای بسیار ضعیف آن، فیلم را به سطل فراموشی و افسوس تماشاگران انداخته است.


  • «اشکان معتمد»  در تاریخ 26 تیر 1389، ساعت 14:01:

    فيلم سينمايي "هفت دقيقه تا پاييز"، اثري خوش ساخت است كه كارشناسان و تماشاگران جدي سينما را بيش از تماشاگر عام راضي مي‌كند، چرا كه دكوپاژ هوشمندانه كارگردان و بازي‌هاي درخشان چهار بازيگر اصلي نقاط قوت اين اثر را تشكيل مي‌دهد.

















* لطفاً آن‌چه را که در تصویر پایین می‌بینید وارد کنید.
(کد امنیتی برای جلوگیری از اسپم)



(نظردهی در برزخ آدابی دارد که رعایت نکردن آن‌ها به حذف نظر می‌انجامد. این آداب را در «این صفحه» بخوانید.)




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.