|
پرسشهايی از جام و جهان |
محمدهادی پورابراهیم
choor_m [@] yahoo [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
اين روزها تب و تاب جام جهانی به تبليغات تلهويزيونی هم سرايت کرده. تا جايی که داور مسابقه به جای کارت زرد يا قرمز به بازیکن خاطی کارت بانکی نشان میدهد و تبليغ زيبايی را خلق میکند! بر خلاف آن يکی بانک که نمیداند با توپ سرگردان چه بکند و آنقدر میچرخاندش تا پشت نشان بانک پنهان شود.
بیجا نيست که به همين مناسبت و با استفاده از اين ظرفيت موجود، به طرح چند پرسش بپردازيم. به پندار اين نگارنده پرسشگری میتواند با ايجاد ساختاری منسجم و مستقل به يک فرم بدل شود تا جايی که رقيبی باشد برای ديگر فرمهای رايج. و اما پرسشهايی از جام و جهان:
۱- آيا اين جام جهانیست؟
۲- آيا اين جام، جهاننماست يا جهانبينی؟
۳- تيم ملی يك كشور چه سهمی يا كسری از مليت آن كشور است و مناسبات آن دو چهگونه است؟
۴- آيا خاور ميانه جزئی از جهان است؟
۵- اگر خاور ميانه جزئی از جهان است، چه مناسباتی با جهان دارد؟
۷- كشورهای با جمعيت اكثرا مسلمان كجای جهان هستند؟
۸- آيا ورزش در كشورهای مسلماننشين جايگاهی دارد؟
۹- تيمهايی مثل ايران يا عربستان يا هر كشور مسلمان ديگری چه مناسباتی با تيمهای ديگر، مثلا آرژانتين يا هلند دارند؟
۱۰- آيا مادهی تفكر و نوعيت نگرش انسانها ارتباطی با ميزان تحرك و توليد تكنيك و استيلهای فردی - جمعی دارد؟
۱۱- مشخصههای جهانی شدن كدام است؟
۱۲- آيا كشورهای مسلماننشين میتوانند ادعای جهانی شدن کنند؟
۱۳- آيا برپايی دو يا سه چادر تبليغاتی در كنار استاديومهای آفريقايی میتواند نشانهيی باشد برای حضور در جام جهانی؟
۱۴- آيا حضور در اتفاقهای جهانی میتواند جزئی از ادعای جهانی شدن باشد؟
۱۵- آيا اثبات قابليتها محدود و محصور میشوند به گسترهی ادوات و ادبيات نظامی؟
۱۶- آيا پرسشگری میتواند ادعای روشنفكری داشته باشد؟
پانويس برزخ: معلوم نيست بر سر ششمين پرسش نگارنده چه آمده است!
8 تیر 1389
||
(انتلکتوئل)
||
نظر خوانندگان ( 8 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
- «حسین سلطانی»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 01:27:
اگر از مطلب فوق چیزی دستگیرتان نشده به انتلکتوئل بودن خودتان شک نفرمائید. در حقیقت احتمال زیادی هست که شما منظور نویسنده را فهمیده باشید. ایشان منظوری نداشته اند.
- «صالح تسبیحی»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 01:32:
من رویکردی که این نوشته را انتخاب کردo است کاملا درک می کنم و برای اینکه دیدگاه های متفاوتی در ازمینه ی فکر انتخاب می شود احترام قائلم.ولی روش ورود، طرح مبحث و شکل متن( سئوال) به نظرم شتابزده و کمی سردستی می آید و با توجه ب این روش تاز، این نوع متفاوت نگریستن، این نوشته به نظرم اندکی خام دستانه امد. نه در محتوا، که در برخورد نوشتاری و انتخاب واژگان و خلاصه می توانم بگویم ایده ی خوبی است در نوشته ای بد!
- «حسین سلطانی»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 02:14:
صالح جان معصومیت تقدس نمی آورد و تو می دانی که صرف قطار کردن چند سوال که اغلب هم سر و تهی ندارند راهی به دهی نمی برد.
نویسنده با مشک خالی آب پاشی کرده است و پرسش ها خنده آورند.
- آيا خاور ميانه جزئی از جهان است؟
- اگر خاور ميانه جزئی از جهان است، چه مناسباتی با جهان دارد؟این یعنی چی؟ به زور که نمی شود رنگ و لعاب تفکر و اندیشه به هر چیزی زد. بنده هم سوال دارم:
- آیا گلابی میوه است؟
- اگر گلابی میوه است چه نسبتی با میوه دارد؟تعارف که نداریم. این نوشته در حد و اندازه ی برچسب اندیشه و فکر نیست و بهتر است نویسنده اش از خیر تداوم انتشار آن بگذرد و اگر واقعن چیزی برای عرضه دارد اول فکر بکند و سپس با دست پر و چیزی برای گفتن بازگردد.
- «صالح تسبیحی»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 02:28:
حسین اخوی
من حد و اندازه ی برزخ رو نمی دونم چون تعیین کننده اش نیستم. این بچه هایی هستند که مطلبشون منتشر می ش که حد برزخ رو مشخص می کنند.
و نیز نقد هایی که بچه هی دیگر وارد می کنند مثل تو ، که به جاست.
خلاصه برزخ عمومی است. مثل نفت ایران! - «حسین سلطانی»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 02:57:
حقیر هم به نویسنده پیشنهاد دادم نه به مسئولین ذی ربط. آن فرمایش شما هم صحیح است برزخ حد و اندازه ندارد مگر قیامت برسد که آن هم دست من و شما نیست.
- «محمدهادي پورابراهيم»
در تاریخ 9 تیر 1389، ساعت 21:26:
سلام و خسته نباشيد . از همگي و ديگر كساني كه بعد از اين خواهند نوشت تشكر مي كنم . تمايل بيشتري در من هست كه مي گويد نقد آقاي صالح تسبيحي نقد خوبي است و ديگران هم پر بي راه نگفته اند البته اگر علامت سوال پرسش پاياني را ببينند شايد يك چيزهاي ديگري هم بنويسند و اين خواهش همان تمايلي هست كه گفتم.ممنون وسپاسگذار از همه شماكه خوانديد و برايم نوشتيد وشمايي كه مي خوانيد و مي نويسيد .پورابراهيم/محمدهدي/شيراز
- «پ.طاهری»
در تاریخ 10 تیر 1389، ساعت 20:40:
1- بله
2- نفهمیدم
3- سهم قابل توجهی و مناسبت مسبقیم دارد
4- بله
5- مناسبات پیدا و پنهان
7- اکثرا در همان جایی که مناسبات پیدا و پنهان با بقیه جهان دارد
8- بله دارند
9- از فدراسیون فوتبالشان استعلام شود بهتر است
10- ماده و انرژی یک مناسباتی دارند با تحرک و تکنیک والا جه عرض کنم؟
11- هرچی زور زدم نفهمیدم
12- مگه کشور جهانی میشه ؟!؟
13- نه
14 - نه
15- حالا که اینه
16- اصولا سئوال کردن خوبه اما .............
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.









من هم با پرسشگری می خواهم فرمی جدید در کامنت گذاری ارائه کنم!
1- آیا یک سایت با یک وبلاگ فرق دارد؟
2- آیا اگر همین طور پرسش هایمان را ردیف کنیم روشنفکریم؟
3- آیا تامل در پرسشها مهم است یا تکرار سوالاتی که هر مقاله ای در اینترنت و نشریات از آنها پر است؟
4- آیا اعتماد به نفس همین طوری به دست می آید یا باید برای آن مرارت کشید؟
5- آیا مشکل اندیشمندان فقط نداشتن اینترنت بوده است که هیچ وقت صرف سوالهای خود را به مصداق تفکر به خلق الله ارائه نکرده اند؟
6- آیا رمان نویسانی که عقیده دارند مهمترین هدف هر رمان ارائه پرسش است و نه پاسخ، از عدم آگاهی از این فرم جدید که قرار است رقیب دیگر فرمها باشد بسیار ضرر نکرده اند؟