|
نغمهی ناقوسها |
محمد فلاحنیا
bonyanerahayee [@] gmail [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
(ترجمهی شعری از پیير پائولو پازولينی)
-------------------------------------------------
وقتی که صبحدم در آبِ چشمهها تن میشويد،
شهرِ من ميانِ تصاويرِ ساکن ناپديد میشود.
آوازِ دوردستِ غوکها،
نورِ ماه و گريهیِ غمگينِ جيرجيرکها را
به ياد دارم.
دشت نوایِ ناقوسِ شبانه را در خود فرو داد،
اما من به صدایِ زنگها جان سپردم.
غريبه، نهراس
از انعکاس لطافتِ من در کوهستانها.
من روحِ عشقام
که از ساحلهایِ دور به خانه بر میگردم.
5 تیر 1389
||
(شعر ترجمه)
||
نظر خوانندگان ( 0 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.








