|
آهنگ مرگ |
صادق تسبیحی
sadeghtasbihi [@] yahoo [.] com آثار ديگری از اين نويسنده |
![]() |
میخواهیم ببینیم چگونه یک وهم بر آهنگساز فرمان میراند:
در سال 1791 شخصی ناشناس به موتزارت سفارش یك "ركوئیم" میدهد و برای آن دستمزد بالایی پیشنهاد میكند.
موتزارت نیز كه در آن روزها از بیماری و فقر رنج بسیار میبرده، این سفارش را مشتاقانه میپذیرد و بلافاصله شروع به كار میكند. در آغاز كار بیماری او شدت میگیرد و هرچه پیش میرود، بیماریاش نیز پیشروی میكند. با پیشرفت كار و بیماری، موتزارت به این نتیجه میرسد و یقین حاصل میكند كه این "ركوئیم" نه یك كار سفارشی، كه "ركوئیم" مرگ اوست و توسط مردگان به او سفارش داده شده.
"ركوئیم" نوعی موسیقی كلاسیك است كه در رثای مرگ، به هر عنوان، چه مرگ متوجه گروهی باشد یا یك شخص، ساخته و نواخته میشود.
مرگی كه برای آن "ركوئیم" میسازند میتواند در جنگ، حادثه یا حتی پیری رخ دهد اما به طور معمول، در گذشته مرگی را متوجه خود میكرده و دستمایه قرار میداده كه یا خود راز آمیز باشد یا آهنگساز علاقهمند به این باشد كه به آن مرگ جنبهی راز آمیز دهد. در تاریخ موسیقی مضمون اشعار"ركوئیم"ها معمولا توصیف مصائب مسیح، مرگ او و قدرت و عنایت الاهی و خشم خداوند بوده است. خشمی كه آدمی از آن قالب تهی میكند و به ساخت اثر هنری روی میآورد.
عموم آهنگسازان، در گذشته و حال به این نوع از موسیقی عنایت ویژه داشتهاند كه از معاصران میتوان به "پرایزنر" آهنگساز فیلمهای"کیشلوفسكی" اشاره كرد كه در رثای مرگ كارگردان فقید اثری جاودانه خلق كرد با نام "ركوئیم برای دوستم". اما از قدما، "موتزارت" در ساخت "ركوئیم" معروفتر و اثرش شكوهمندترین است.
در روند نوشتن نت ها، او بارها بیهوش شد، افسرده گشت، و همسرش بیهوده تلاش میكرد هوشیار و سرپا نگهاش دارد. موتزارت به عنوان نمایندهی بزرگ مكتب كلاسیك، نوعی از موسیقی را پیامبری میكند كه مبتنی است بر ایمان جمعی افراد به خداوند، و الاهیات و معارف دینی. چنین است كه وهم او نیز از جنس معنویت بود. موتزارت كه از بیماری و دلواپسی به ستوه آمدهبود به تدریج غرق این اندیشه شد كه آن بیگانه، كسی كه به او سفارش کار داده، فرشتهای بوده باز آمده از جهانی دیگر.
و از او خواسته كه در مرگ خویش مرثیهای بسراید. او میگفت؛ نمیتوانم تصویر آن بیگانه را از جلوی چشم خود برانم. پیوسته او را میبینم. او را كه از من خواهش میكند، تشویقم میكند و دست آخر به من فرمان میدهد كه كار كنم و من به كار ادامه می دهم چون آهنگسازی كمتر از استراحت كردن خستهام میكند.
من چیزی ندارم كه از آن بترسم. زمان دارد از حركت باز میایستد. چون در آستانه مرگم. باید خود آوای تشیع جنازهی خود را بنویسم. او میدانست دارد میمیرد. اما گویا با مرگ مسابقه داشت. روزهای پایانی عمر خود را میگذراند اما آهنگ مرگ همچنان ناقص بود.
ركوئیم سخت در دل او جا باز كرده بود. چندان كه در میان خواب و بیداری با دهان صدای طبلها را در میآورد. انگار كه متصل مطلق بود به عالمی عجیب و ناشناخته. نزدیك نیمه شب او ناگهان با چشمانی خیره برخاست و در جای نشست. اشك میریخت. با خانوادهاش بدرود گفت و رو به دیوار كرد و ظاهرا به خوابی عمیق فرورفت. به این ترتیب موسیقی او نیز در بامداد پنجم دسامبر 1791 به پایان رسید و مرگش آغاز شد. در تاریخ موسیقی آمده است؛ قسمت پایانی ركوئیم را یكی از شاگردان موتسارت كامل كرده و كل این قطعه شد ركوئیم خود او، آهنگ مرگ خود او.
موسیقی مورد نظر را می توانید اینجا بشنوید
28 خرداد 1389
||
(صدا)
||
نظر خوانندگان ( 0 )
||
بالای صفحه
نظر خوانندگان:
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.








