زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه


پيشينه‌ی « نمایش » در برزخ:


سودای تئاتری بدون بازیگر
علی قلی‌پور  (5 شهریور 1389)

تئاتر بدون بازیگر تقریبا بی معنی است. قید «تقریبا» در این میان برای آن دسته از آثاری است كه مانند نمایشنامه سی و شش ثانیه‌ای بكت، به نام «نفس»، به كل تعریف ما را از «هنر تئاتر» تغییر می‌دهند.


به سالن تأتر مولوی بروید برای وداع
محمد عاقبتی  (5 مرداد 1389)

خوشحالید؟ موفق شدید؟ حرف‌تان را به كرسی نشاندید؟ بر چه...؟ بر خاموشی چراغی كه بر خانه‌ی خیل عظیمی روا بود؟ سفارش صندلی برای رستوران و سفره و نمكدان و بشقاب داده‌اید برای كاربری جدید سالن؟ از لاله‌زار چراغ‌های رنگی خرید كرده‌اید؟ نامش را چه خواهید گذاشت، «سلف سرویس مولوی»؟ راضی شدید؟ هیچ كس صدایش درنیامد آخر، مذاكره و درخواست از مد افتاده است. اعتراض و نشست و نامه‌نگاری نخ‌نما شده است. چه نقشه‌ای برای صندلی‌های تماشاگران خواهید كشید؟


گناه ازلیِ انسانِ ایرانی
ایثار ابومحبوب  (2 تیر 1389)

این اولین بار نیست که تالار مولوی بسته می‌‌شود. در یکی از سال‌های دور این سالن به خاطر اجرای کاری از علیرضا نادری مورد حمله‌ی گروه‌های فشار قرار گرفت. آنها سالن را فتح کردند، تئاتریان را از آن بیرون راندند و در صحنه‌ی آن نماز خواندند تا به زعم خود صحنه را از نجاست تئاتریان و کارهایشان پاک و تطهیر کنند.




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.