پيشينهی « شعر فارسی » در برزخ:
![]() |
جنگل ابر کاوه سلطانی (5 شهریور 1389) جنگل / مشتاقانه میغلتد به اعماق خويش. |
![]() |
گناه مسیح اسماعیلی (3 شهریور 1389) خوابگرد / برخيز / از خواب |
![]() |
نه! نگو که نه! سارا پرتو (30 مرداد 1389) مثل باد / بادِ بیحصارِ مست / میرسم به انتهای هرچه بود و هرچه هست |
![]() |
روی طاقچهی قلب / در حصار خط خطی هنگام (28 مرداد 1389) روی طاقچهی قلبام |
![]() |
دو بيت: هوای پر زدن عبدالقادر قادری (23 مرداد 1389) گــــلَ زیــــبایَ تـــو بالا نـشیـــنه |
![]() |
دلتنگی احمد صوفی (18 مرداد 1389) وقتی به خانه برگشتی / لبخندت را / کنار گلدان / پشت پنجره بگذار، |
![]() |
برادرم ... مریم پالیزبان (9 مرداد 1389) دستهای تاريکات / شست / آخرين نور تابستان را |
![]() |
سه شعر: گناه، فرشتهی چشمهی سياه و ... امیر امیری (6 مرداد 1389) بر سپيد کاغذی / سياه کرده بود / آرزوهايش را |
![]() |
وقتی دلام برایات تنگ میشود هنگام (2 مرداد 1389) نابردهرنج / آسمان مشکوک / بیچاره مادرم تاريکی |
![]() |
نقشهخوانی در تاريکی و يک روز شبيه انسان بوديم رضا مرتضوی (25 تیر 1389) دستهايی هستند / که کيلومترها پوست را / پيمودهاند |
![]() |
به جای حق به باطل عهد کرديم! نورالله وثوق (23 تیر 1389) ميانِ شعله خود را میگدازم |
![]() |
سه مرد مریم پالیزبان (21 تیر 1389) سه مرد روی ماسهها / کنار هم / راه میروند |
![]() |
برج فراموشی شاپور احمدی (15 تیر 1389) شرمسار اکنون پی بردهام ماهی برهنهی بیتاجی چند روزیست در بادهای سرخ و تيغهای آتشينی که تا شبگير میبارند، به اين سو غلتيده است. و گرچه اندکی ترشيده است، جيکجيک نه، نالهی کوتاهی دارد. البته چشمهايش را با درماندگی میبندد. سالهاست هيچکاره بودهام، چراکه با بددلی به فارسی خود میپرداختم، اما حالا زبانام ريزريز و سبک شده است. در حاشيهی مادينهيی که دليرانه میتابد، تاب نمیآورم. در آبدانههای شرجی، شبانه میدمم و دمرو با اين خيال میخسبم که چه رنگی چه نشانی از خود میبينم اکنون شرمسار ... |
![]() |
به خاطر روزهای نيامده صبر کن پژمان طرفهنژاد (24 خرداد 1389) (سه شعر کوتاه در ادامهی يکديگر) به خاطر روزهای نيامده صبر کن! / سهم ما جايی که نبايد میرسد |
![]() |
رودخانه، صدا، حرکت مجید کوهکن (17 خرداد 1389) (شعری در سه بند از مجید کوهکن با ترجمهی به انگليسی با قلم رضا پرهيزگار) رودخانهيی که صدا ندارد / خانهيیست که رود ندارد ... River, Sound, Motion |
![]() |
آلبوم، آکواريوم، پيچک و کوچهی پشتی مجید کوهکن (10 خرداد 1389) (چهار شعر با ترجمهی آنها به انگليسی با قلم رضا پرهيزگار) هميشه صفحهی اول اين آلبوم خالی بوده است / جای عکس دختری / با پاهای بهار ... The first page of this album has always been blank |
![]() |
گويش جان خسته شاپور احمدی (3 خرداد 1389) هنگامی که در ساحل دريای سبز |
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.




















