زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه


پيشينه‌ی « سینما » در برزخ:


عاشقانه‌ی هارمونیک
سید محمد صدرالغروی  (17 شهریور 1389)

چهل‌سالگی ملودرامی با رویکرد اجتماعی است که به طبقه‌ی متوسط می پردازد و دغدغه های انسانی مثل حقیقت و عدالت را دنبال می کند. این فیلم با محوریت قصه ای جذاب، کشمکش‌های درونی و بیرونی یک زوج را طرح می کند و از زاویه نگاهی اقتباسی، به شخصیت زن، روابط انسانی کمرنگ شده و شهود و عرفان می پردازد.


در نگاه خیره‌اش، نابودی‌ام مشهود بود*
سید محمد صدرالغروی  (24 تیر 1389)

در جدال درونی، بن بست ها، مشکلات، دغدغه ها و ... از هر نوع که باشد درونی شده و عرصه ی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود.


پرونده‌ی‌ احیاء شده
کاوه احمدی علی‌آبادی  (19 تیر 1389)

تحقیقات‌ اولیه‌: چارلز خبرنگاری‌ آمریکایی‌ که‌ از فعالان‌ چپ‌ است‌ و در شیلی‌ به‌ روزنامه‌نگاری‌ مشغول‌ شده‌، ناپدید می‌گردد. او، همسر و دوستان‌اش‌ از فعالان‌ همفکرند.
گزارش‌ اول‌ پرونده‌: پدر چارلز در آمریکا به‌ محض‌ این‌ که‌ از مفقود شدن‌ پسرش‌ مطلع‌ می‌شود، خود را به‌ شیلی‌ می‌رساند. همسرش‌ درصدد است‌ تا وقایع‌ را آن‌ گونه‌ که‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ برایش‌ شرح‌ دهد. اما پدر چارلز، پسر و همسرش‌ را محکوم‌ می‌کند که‌ بسیاری‌ از وقایع‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌، تقصیر آن‌هاست‌: «اشخاصی‌ مثل‌ شما با افکار ایده‌آلیستی‌ وضع‌ را خراب‌ جلوه‌ می‌دهند و آن‌ را خراب‌تر می‌کنند»...


سخت‌ترین چیز تنها ماندن است
سعید نوری  (11 خرداد 1389)

... دو هفته از فیلم‌برداری گذشته بود که دنیس از راه رسید. از فیلم‌برداری "اینک آخرالزمان" کاپولا می‌آمد با پنج دوربین عکاسی دور گردن‌اش، چون هنوز لباس‌های همان شخصیت را به تن داشت. به طرز دیوانه‌واری معتاد به مخدر شده بود با پارگی‌های بی‌شماری بر شلوارش. انگار که در فیلیپین کسی از او مراقبت نکرده بود. مثل جنازه‌ای بود که راه می‌رفت. دو سه روز بعد از آن لباس‌هایش را عوض کردیم و لباس‌های ساده‌تری به او پوشاندیم و او را برای صحنه آماده کردیم و من خودم را برای فاجعه آماده می‌کردم، چون او هنوز چیزی درباره‌ی ‌ فیلم‌نامه نمی‌دانست...


همانا علم بهتر از ثروت است
خسرو نقیبی  (9 خرداد 1389)

درباره‌ی «هیچ» نوشتن، واقعاً از هیچ‌نوشتن است. فیلمی که معتقدم چه در ایده و طرح، و چه در اجرا، یکی از همان خیل کمدی‌های مبتذل سالانه‌ی سینمای ایران است با همان طیف مخاطب؛ گیرم با بازیگرانی سرشناس‌تر، گیرم با ادعاهای بیشتر.




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.