زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



معرفی:
شاپور احمدی
ahmadi_shapur [@] yahoo [.] com

متولد 30 شهریور 1341 در شهرستان مسجدسلیمان در خانواده‌ای بختیاری.
نخستین شعری که از من چاپ شد آذر 1356 بود و دومین اردیبهشت 1358 در هفته‌نامه‌های آن روزگار.
سال 1361، «The waste land» تی. اس. الیوت را (بنا به اندرز آندره ژید که می‌گوید:«اگر دیکتاتور بودم، هر شاعر جوانی را مجبور می‌کردم تا کتاب شعری ترجمه کند.») به کمک برگردان‌های فارسی و واژگان‌نامه‌ها و .... به فارسی درآوردم و تا سال‌ها سرگرم آن بودم، هم‌چنین شعرهای دیگر الیوت: سرود عاشقانه برای جی. آلفرد پروفراک، سفر مغان، آدم‌های پوک. ترجمه را با دوازده بخش از سرآغاز زندگی (زندگانی نو) اثر دانته آلیگیری ادامه دادم و پس از آن شعر بلند سه زن از سیلویا پلات و بعد...
نخستین شعری که از من در مجله‌های الکترونیکی نموده شد، این بود: کالبدی هاج و واج...، در وازنا، آبان 1387.
نخستین کتابم که نشر الکترونیکی شد، کالبدخوانی است، در کتابانک، آذر 88، و همین طور کتاب‌های دیگر....

وبلاگ شخصی: shapurahmadi.blogfa.com



  • برج فراموشی
    15 تیر 1389  (شعر فارسی)

    شرمسار اکنون پی برده‌ام ماهی برهنه‌ی بی‌تاجی چند روزی‌ست در بادهای سرخ و تيغ‌های آتشينی که تا شبگير می‌بارند، به اين سو غلتيده است. و گرچه اندکی ترشيده است، جيک‌جيک نه، ناله‌ی کوتاهی دارد. البته چشم‌هايش را با درماندگی می‌بندد. سال‌هاست هيچ‌کاره بوده‌ام، چراکه با بددلی به فارسی خود می‌پرداختم، اما حالا زبان‌ام ريزريز و سبک شده است. در حاشيه‌ی مادينه‌يی که دليرانه می‌تابد، تاب نمی‌آورم. در آبدانه‌های شرجی، شبانه می‌دمم و دمرو با اين خيال می‌خسبم که چه رنگی چه نشانی از خود می‌بينم اکنون شرمسار ...


  • گويش جان خسته
    3 خرداد 1389  (شعر فارسی)

    هنگامی که در ساحل دريای سبز
    جيک‌جيکو بر پله‌های شهر می‌پريديم
    در آن ولايت که من بودم با يک‌ديگر سخن گفتيم و شنيديم
    و در تب وهن زرد کرديم.
    و غبار آجرهای قلعه‌ی فردجان هنوز بر ديدگان خاموش می‌بارد.
    برای من خوب بود به چيزی نينديشم.




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.