زنده
برزخستان
گفت‌وگو
سفرنامه
رادیو برزخ
پیشنهاد برزخ
پایگاه‌های دیگر
ادبیات
هنر
اندیشه



معرفی:
صالح تسبیحی
saleh.tasbihi [@] gmail [.] com

متولد 1360، تهران
فارغ‌التحصيل گرافيک
آغاز فعاليت مطبوعاتی در زمينه تصويرگری، طراحی کاريکاتور و عکاسی از سال 1376
همکاری با نشريات گل آقا، روزنامه‌های نوروز، جام جم، عصر آزادگان، مسئول سرويس عکس هفته‌نامه‌ی تنديس
انتشار کتاب «راه رفتن مرد مرده» در سال 1380

سايت شخصی:
www.salehtasbihi.com



  • تصویر اندیشه‌ی آزادی
    28 مرداد 1389  (تصویر)

    این نوشته با جرح و تعدیل بسیار، در روزنامه ی شرق یک هفته پیش منتشر شد. بخش هایی که حذف شده بودند در روزنامه سفید منتشر شدند. بنابراین خواندن مطلب اصلی بد نیست! بخش های سانسور شده بولد شده اند و نخستین واژه‌ ای که زیر قیچی رفته است آزادی است....


  • شهر رویا‌های مجسم
    10 مرداد 1389  (سفرنامه)

    استانبول شهر رویا های مجسم و شاید بتوان گفت یگانه شهر زنده ی دنیاست که عشق در کوچه پس کوچه های آن جریان دارد. آسمان آبی پررنگ، پرنده های دریایی و ابرهای متحرکی که مدام خالی و پر می شوند و عمقی کشیده تا دور دست دارند، آب که همه جا هست و شهر را از همه طرف به محاصره در آورده ولی آرام و رونده و پاک است، و قهوه خانه‌های کوچک و چوبی متعدد و قلیان و چای کوچک قند پهلو همه‌، استانبول را قادر می سازند که برای یک مسافرت تابستانی، مخصوصا دو نفره، بهترین گزینه باشد.


  • شعريت
    16 تیر 1389  (نقد ادبی)

    (حرف‌هايی راجع به شعر و یک مجموعه‌ی شعر)

    من منتقد نيستم و البته منتقد شعر که اصلاً، چون نمی‌دانم نقد يعنی چه، ولی شعر چرا. شعر زياد خوانده‌ام و زياد می‌خوانم. اين آخری‌ها کمتر البته، چون شعر معاصر فارسی نمی‌دانم چيست. نوشتم «شعر» چون واژه‌ی ديگری نيست.
    ولی اين‌ها شعر نيستند. شعر معاصر فارسی، در همسالان من، يعنی جوان‌ها آميزه‌يی‌ست که انباشته است از ترکيبات ترانه‌يی لوس و لَق، بازی‌های زبانی بابِ دندان و روز، و تأثير شديد از ادبيات ترجمه‌يی نرودا و پاز و ماياکوفسکی در بهترين حالت و تأثير از هم‌ديگر در بدترين حالت ...


  • خانواده‌ی بی‌سفره، سفره‌ی بی‌خانواده
    4 تیر 1389  (زندگی)

    سفره حريم بود. مرکز بود. ميانه‌ی ميدان بود. وقت و لحظه‌يی می‌بود و احيانا هست که خانواده را دور هم جمع می‌کند و يک کار دسته‌جمعی انجام می‌دهند.
    حريم سفره به پر و پيمان بودن آن است. سفره‌ی ايرانی بايد رنگارنگ باشد. لذيذ بودن هدف اصلی غذاهای ايرانی نيست. غذای ايرانی نخست زيباست، بعد لذيذ است. زعفران روی پلو را ببين ...


  • بوی عمیق چاه
    4 خرداد 1389  (داستان فارسی)

    آن‌قدر زدم‌اش که دستام بی حس شدند (دست‌هایش را نشان می‌دهد). آن‌قدر که دیگر نه توی دست‌های من رمق ماند و نه توی تن او. همان موقع بود که رفت طرف پنجره. ولی وایستاد. عقب عقب رفت. نمی‌خواست بیش‌تر برود. نمی‌خواست. (دست‌هایش را تکان می‌دهد) دو هفته خواب و خوراک نداشتیم. دفه‌ی اولش که نبود. عوض آن‌که برود خانه‌ی خودشان سر ما هوار شد. خب خواهرم بود که بود. مگر من زن و بچه ندارم؟ آخرش نباید این‌جوری می‌شد. (با دستی به پنجره اشاره می‌کند و با دست دیگر مشت می‌کند).
    داداش سکوت می‌کند و سر پایین می‌اندازد. و اما او پشت به پنجره ایستاده هیچی نمی‌گوید. و داداش با دست‌های به هم فشرده و دندان‌های کلید شده ایستاده عقب‌تر و حالاحالاهاست که "آقا" سر برسد...




خوراک خبری برزخ
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسنده‌ی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.