پيشينهی « هنر » در برزخ:
![]() |
نقاش مال خودش نیست برزخنشینان (12 شهریور 1389) گفتوگوی برزخنشینان با حسین ماهر در منزل او در دزاشیب شمیران انجام شد. باید اذعان داشت آنچه حسین ماهر را از همصنفاناش و نیز همنسلاناش در هنرهای دیگر متمایز میکند، صفا، سبکی و تواضع بیکرانی است که در کردار او نمود دارد و گفتوگو را جذابتر میکند. |
![]() |
سودای تئاتری بدون بازیگر علی قلیپور (5 شهریور 1389) تئاتر بدون بازیگر تقریبا بی معنی است. قید «تقریبا» در این میان برای آن دسته از آثاری است كه مانند نمایشنامه سی و شش ثانیهای بكت، به نام «نفس»، به كل تعریف ما را از «هنر تئاتر» تغییر میدهند. |
![]() |
تصویر اندیشهی آزادی صالح تسبیحی (28 مرداد 1389) این نوشته با جرح و تعدیل بسیار، در روزنامه ی شرق یک هفته پیش منتشر شد. بخش هایی که حذف شده بودند در روزنامه سفید منتشر شدند. بنابراین خواندن مطلب اصلی بد نیست! بخش های سانسور شده بولد شده اند و نخستین واژه ای که زیر قیچی رفته است آزادی است.... |
![]() |
رویِ گوشِ چهره ها مهدی شهسواری (24 مرداد 1389) وقتی دربارهی «گوشوارهها»ی «ساره قمی» با یکی از دوستان صحبت میکردم، از من پرسید: این روزها به این چیزها «کار هنری» میگویند؟ سؤالی که چند علامت سؤال دیگر را به گوشهای من آویزان کرد ... |
![]() |
به سالن تأتر مولوی بروید برای وداع محمد عاقبتی (5 مرداد 1389) خوشحالید؟ موفق شدید؟ حرفتان را به كرسی نشاندید؟ بر چه...؟ بر خاموشی چراغی كه بر خانهی خیل عظیمی روا بود؟ سفارش صندلی برای رستوران و سفره و نمكدان و بشقاب دادهاید برای كاربری جدید سالن؟ از لالهزار چراغهای رنگی خرید كردهاید؟ نامش را چه خواهید گذاشت، «سلف سرویس مولوی»؟ راضی شدید؟ هیچ كس صدایش درنیامد آخر، مذاكره و درخواست از مد افتاده است. اعتراض و نشست و نامهنگاری نخنما شده است. چه نقشهای برای صندلیهای تماشاگران خواهید كشید؟ |
![]() |
شرح يك جنون عميق الناز جوانی (31 تیر 1389) او دچار وسواس فکریست و دلیل این بیماری اش را مربوط به دوران کودکی که مدام دچار آزارو سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود می دا ند. همچنین به عنوان فرزند کوچک خانواده مدام از طرف خانواده اش دچار آزار و اذیت واقع می شد. |
![]() |
در نگاه خیرهاش، نابودیام مشهود بود* سید محمد صدرالغروی (24 تیر 1389) در جدال درونی، بن بست ها، مشکلات، دغدغه ها و ... از هر نوع که باشد درونی شده و عرصه ی بروز آن ها درون شخصیت ها است. در جدال بیرونی، درگیری فرد با شخص و اشخاص دیگر و هم چنین اجتماع و شرایط اجتماعی است و خارج از ذهن او انجام می شود. |
![]() |
پروندهی احیاء شده کاوه احمدی علیآبادی (19 تیر 1389) تحقیقات اولیه: چارلز خبرنگاری آمریکایی که از فعالان چپ است و در شیلی به روزنامهنگاری مشغول شده، ناپدید میگردد. او، همسر و دوستاناش از فعالان همفکرند. |
![]() |
عکسها دروغ نمیگويند: بوسه بر پايان جنگ پردیس پرتو و فرنوش فارمر (11 تیر 1389) ظهور عکاسی در نيمهی قرن نوزدهم و به طبع آن، ميل به روايت سرگذشت جنگها، نقش پررنگی در خوانش ملل از «جنگ» ايفا کرد. جنگها ساختار زندگی روزمره را متحول میکردند و بر روند عکاسی جنگ تأثير میگذاشتند. واقعيت هولناک عکاسی جنگ، به خودی خود، مبدل به سلاحی در برابر معنای جنگ شده است. سوژههای تکاندهندهی جنگ، خوراک داغ دوربينها را فراهم میکرد: در ميدان جنگ از خرابیها تا ويرانههای انسانی و بدنهای بیجان، و بيرون از آن، از پرترههای افسران و سربازان تا بوسههايی غريب ... |
![]() |
گناه ازلیِ انسانِ ایرانی ایثار ابومحبوب (2 تیر 1389) این اولین بار نیست که تالار مولوی بسته میشود. در یکی از سالهای دور این سالن به خاطر اجرای کاری از علیرضا نادری مورد حملهی گروههای فشار قرار گرفت. آنها سالن را فتح کردند، تئاتریان را از آن بیرون راندند و در صحنهی آن نماز خواندند تا به زعم خود صحنه را از نجاست تئاتریان و کارهایشان پاک و تطهیر کنند. |
![]() |
آهنگ مرگ صادق تسبیحی (28 خرداد 1389) میخواهیم ببینیم چگونه یک وهم بر آهنگساز فرمان میراند: |
![]() |
آخر الزمان شیرین دانشمیر (17 خرداد 1389) «اد نردروم» هنرمند سوئدی- نروژی در سال 1944 در سوئد متولد شد. او نقاشی معتبر در عرصهی جهانیست. هر چند که علارغم پرکار بودنش و چاپ چندین جلد کتاب از مجموعهی آثارش به دلیل شیوهی خاص نگاه و سبک و سیاق زندگیاش، چندان علاقهای به عرضهی آثارش در سطح عمومی و به شیوهی نمایشگاهی ندارد. او نقاشی نیست که در رابطه با آثارش بهصورت درست و مؤثر تبلیغ و به شکلی عام شناخته شده باشد. |
![]() |
سختترین چیز تنها ماندن است سعید نوری (11 خرداد 1389) ... دو هفته از فیلمبرداری گذشته بود که دنیس از راه رسید. از فیلمبرداری "اینک آخرالزمان" کاپولا میآمد با پنج دوربین عکاسی دور گردناش، چون هنوز لباسهای همان شخصیت را به تن داشت. به طرز دیوانهواری معتاد به مخدر شده بود با پارگیهای بیشماری بر شلوارش. انگار که در فیلیپین کسی از او مراقبت نکرده بود. مثل جنازهای بود که راه میرفت. دو سه روز بعد از آن لباسهایش را عوض کردیم و لباسهای سادهتری به او پوشاندیم و او را برای صحنه آماده کردیم و من خودم را برای فاجعه آماده میکردم، چون او هنوز چیزی دربارهی فیلمنامه نمیدانست... |
![]() |
همانا علم بهتر از ثروت است خسرو نقیبی (9 خرداد 1389) دربارهی «هیچ» نوشتن، واقعاً از هیچنوشتن است. فیلمی که معتقدم چه در ایده و طرح، و چه در اجرا، یکی از همان خیل کمدیهای مبتذل سالانهی سینمای ایران است با همان طیف مخاطب؛ گیرم با بازیگرانی سرشناستر، گیرم با ادعاهای بیشتر. |
![]() |
مادران میدان مایو آزاده شاهمیری (2 خرداد 1389) این زنان آرژانتینی از سال 1977 در اعتراض به ناپدید شدن جوانان خود در دورهی دیکتاتوری نظامی ددمنشانهی آرژانتین در سالهای 83 ـ 1976 که به جنگ کثیف معروف است به پا خاستند. مادران طی اعتراضهای خود توانستند توجه جامعهی جهانی را به نقض حقوق انسانی در آرژانتین آن زمان معطوف کنند و به این ترتیب برخی جنایتکاران را به سزای خویش برسانند... |
© بازنشر مطالب برزخ تنها با اجازه از نویسندهی اثر و به شرط ذکر منبع و آدرس آن مجاز است.






















